محمود نجم آبادى
مقدمه 23
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
نهاده است بهتر آن است كه در اين كار به خدمت جامعه مشغول باشد . 6 - اما اشتباه و خطا از هر فردى امكان سرزدن دارد . طبيب هم بهمانند همه كس ممكن است اشتباه و خطا و لغزش داشته باشد ، ولى چون به ظاهر جان مردم و بيماران در گرو طبابت و خدمات طبيب است از اين لحاظ وقتى مادرى جان فرزند دلبندش را در خطر يا پدرى جگرگوشهاش را در حال احتضار مىبيند از طبيب جان فرزند و جگرگوشهشان را مىخواهند و بس . دنيا در برابر چشم مادرى كه فرزندش را به روى دست گرفته و جز علاج از طبيب چيز ديگرى نمىخواهد جهنمى سوزان است و بس . پس اگر گاهگاهى از طرف مردم به طبيب حمله مىگردد ، بايد بگوئيم با ذكر مطالب بالا حق به جانب آنان است ، منتهى اين حق موقتى است و موقعى كه پدر و مادر داغديده به حال خود آمدند ، حق به طرف طبيب مىدهند و گاهى هم از كرده خود پشيمان شده از طبيب پوزش مىطلبند ، سهل است يكى از مريدان پابرجاى طبيب مىشوند . ذكر مطلب بالا از آن نظر بود كه خوانندگان اين كتاب مخصوصا افراد خاندان بزرگ طبابت از بدگوئى و ناسزاى مردم نسبت به خودشان آزرده نگردند . چراكه : نبيند مدعى جز خويشتتن را * كه دارد پرده پندار در پيش حال كه مطلب بدينجا كشيد لطفا به سطور زير توجه فرمائيد تا آنكه موضوع اصلى را بنگارم : من مىخواهم براى دفعه اول با كسانى كه خود را براى آموختن علم طب بهطور كلى حاضر مىنمايند و آنان كه پيشه طبابت و پرستارى و فنون وابسته به طب دارند چند نكته اساسى را كه به نظر بسيارى از دانشمندان عالم سرزندگى معنوى بشرى است تذكر دهم :